رحمت للعالمین

بسم الله الرحمن الرحیم

میخواهم برای سالروز میلاد با سعادت پیامبر بزرگوار اسلام و خاتم پیامبران الهی، مطلبی بنویسم . مطالب بسیار زیادی به صورت پراکنده در ذهنم آشوب میکنن ولی توان نوشتن ندارم. چگونه همچون منی میتونه در نعت فخر عالم بشریت چیزی بنویسد ، آنگاه که با قلمی قاصر و اندیشه ای محدود، بیان قطره ای از اقیانوس بیکران فضائل محبوبترین آفریده خدا ممکن است . هم او که خدایش میفرماید: اگر بخاطر تو نبود آسمانها و زمین را نمی آفریدم.

حرف فراوان دارم ولی توان گفتن ندارم . بسیار کوتاه خواهم گفت :

فردا سال روز تولد بهترین بندگان خداست  ، محمد (ص)، همان پیامبری که رحمت للعالمین نام گرفت و رحمتش تمام عالم را فرا گرفت .

تفاوت پیامبر ما با سایر پیامبران در این بود که رحمتش تمام عالم را فرا گرفت . هنگامی که محمد برگزیده شد ، خداوند او را رحمت للعالمین نامید و گستره رحمتش را شامل همه کائنات و موجودات گردانید . درسته که  سایر پیامبران نیز نشانه رحمت بودند اما رحمتشان مختص پیروانشان بود اما رحمت پیامبر ما ، نه تنها شامل مسلمانان ، نه تنها شامل همه انسان ها بلکه شامل همه موجودات عالم می شود .

نقل است هنگامی که خداوند این لقب را به حضرت محمد ( ص ) می دهد ، اولین نفر شیطان است که به حضور پیامبر رسیده و از او طلب رحمت می کند . شیطان به پیامبر می گوید اگر تو واقعا رحمت للعالمینی ، من هم جزئی از این عالم و کائناتم پس رحمتت باید شامل من هم بشود . پیامبر با شنیدن درخواست شیطان تعجب می کند . در همین حین به پیامبر ندا می رسد که درخواستش را بشنو ، رحمت تو آن قدر گسترده است که شامل شیطان نیز شود .

( شیطان از زمان نافرمانی خویش ، دچار عذاب روزانه ای شده بود )

او از حضرت محمد ( ص ) می خواهد که این عذاب روزانه برای همیشه از او برداشته شود و خدا به علت لطفی که به آخرین پیامبرش داشته و به واسطه رحمت او عذاب روزانه شیطان را از وی بر می دارد . رحمت پیامبر ما آن قدر زیاد است که شامل شیطان نیز شد ، پس مطمئن باشید که شامل محبان او و خاندان پاکش نیز خواهد شد . امشب شب بزرگی است ، از رحمت للعالمین درخواست های بزرگی داشته باشید و در صدر همه این ها ظهور مهدی فاطمه (عج)  

 _ درسی از پیامبر بزرگ رحمت را همواره به یاد دارم ، آموزه ای که شاید آخرین درسش بود، آنجا که در آخرین حضورش در مسجد و خطاب به عموم مردم فرمود : خداوند سوگند یاد کرده  که از تجاوز به حقوق انسان‌ها نخواهد گذشت. پس شما را به خدا! هرکس حقی از او تباه کرده‌ام برخیزد و قصاص کند. پیرمردی از میان آنان برخاست و گفت: پدر و مادرم به فدایت! هنگامی که از طائف آمده بودی و عصای خود را بلند کردی تا برمرکب خویش فرود آوری، بر شکم من  که در میان استقبال‌کنندگان بودم زدی. نمی‌دانم به عمد زدی یا به خطا؟!...حضرت فرمود به خدا پناه می‌برم که به عمد کرده باشم. سپس بلال را فرمود که همان عصا را از فاطمه در خانه گرفته و بیاورد . عصا را آورد و پیامبر بر آن پیرمرد داد. پیر گفت شکم خود را بگشا. اما در میان  حیرت حاضران، فقط اجازه خواست تا به امید رهایی از دوزخ، بوسه بر جای قصاص بزند! پیامبر دوباره پرسید که آیا حق خود نمی‌گیری؟ و پیرمرد که به آرزوی خود رسیده بود، عفو کرد و عفو خدا طلبید ...
و این آخرین درس رحمت للعالمین بود: رعایت حق مر
دم  

پ . ن : هیچ منبعی همچون نهج البلاغه جایگاه پیامبر را نشان نداده و هیچ کس جز علی (ع) اهتمام به فضائل پیامبر نداشتن . چه در ابعاد سیاسی چه اجتماعی ، فرهنگی و ... عزیزان خطبه 72 نهج البلاغه را حتما مطالعه نمایند . التماس دعا .         

/ 0 نظر / 118 بازدید