|
همنشین | ||
|
گاهی آدم دوست داره بشینه یک چیزی رو که متداول شده ، حالا هرچی ، از یک سطح بالاتر از دید همیشگیش نگاه کنه . خیلی لذت بخشه اینکه بشینی سیر یک چیز متداول شده رو از ابتدا تا کنونش تحلیل کنی برای خودت ، اینکه چطور شد که اینطور شد و ... و فیس بوک یکی از آنهاست... زمانی که با فیس بوک آشنا شدم اصلا نمیدونستم چیه و چه قابلیتهایی داره و طرز کارشو نمیدونستم .ابتدا با یک نام دیگه ساختم و بعد از ساخت اون ، وقتی یاد گرفتم ، بر خلاف خیلی از آدمای دیگه سریع نرفتم با نام خودم بسازم . اهداف دیگه ای روهم دنبال نمیکردم ، و صرفا در جهت آشنایی با این شبکه بود. از خصوصیات مشترک تمام فیس بوکی های ایرانی حاضر در ایران هم یکیش اینه که حتما باید فیلتر شکن یا وی پی ان و یا از ملحقات این ها داشته باشن و این یعنی علاوه بر فیس بوک ، انبوهی از سایت هایی که تمام ایرانی ها از دیدنشون باز داشته شدند رو به راحتی ببینن که این هم خودش جای کلی بحث داره که اینجا جاش نیست . خب، اگه اطلاعات ولو اندکی هم از شبکه های اجتماعی داشته باشیم، میدونیم فیس بوک جزء شبکه هایی است که خیلی سخت دست از سر عضوش برمیداره! نکته جالب فیس بوک اینه که وقتی تصمیم میگیرید دیلیت کنید، تازه اول ماجراست! ادامه مطلب [ یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۱٧ ] [ ۸:۱٥ ق.ظ ] [ همنشین ]
پیش نوشت : امروز روز داخلی معلم و روز جهانی کارگر است . به علت مظلومیت همیشگی کارگر در طول تاریخ بشریت، امروز از تبریک گفتن به این قشر زحمتکش بعلت تداخل با روز معلم بسیار معذوریم ! انشااله در سنوات آینده در صورت مساعد بودن وضعیت تقویم (میلادی، شمسی و قمری) از شرمندگی آنها در خواهیم آمد معلمان اصلی همه ما اهل بیت هستند . معمان اصلی ما شهدایمان هستند که در گوشه گوشه ی این سرزمین مهمان خاک شده اند و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم مدیونشان هستیم . پس چه خوب است که سری بهشان بزنیم، شاید کمی به خودمان بیاییم.این روز را به تمامی این معلمان انتخاب شده تبریک میگویم. و تبریک میگویم به تمامی اساتید و معلمان عزیزم . و تبریک میگویم به بزرگترین معلم زندگیم " مادر ". پول ملی سکته کرده آیا ؟!!! اگر هر کسی که کاره ای میشود قابلیتها و حد و اندازه خودش را بداند و یک برداشت منطقی از حرفها و اعمالش داشته باشد و فقط به وعده های الکی و دل خوش کن بسنده نکند ، ایران ما گلستان خواهد شد . مشکل بزرگ امروز ما ، بعضی از مسئولانی هستند که ادعای کشتی رانی را دارند اما راه را گم کرده اند. گفتاروکرداربرخی از مدعیان فضل و دانش در ایران امروز ما ، با عرض معذرت فراوان از این جنابان فضل و دانش ، همچون مگس هایی است که جز به طعام کثیف خود فکر نمیکنند. زیرا آگاهی و بینششان اندک است . جهان هر کس هم به اندازه ذهن و بینش اوست. آدم کج اندیش و مغرور ذهنی همچون همان مگسان دارد و بس . ادامه مطلب [ سهشنبه ۱۳٩۱/٢/۱٢ ] [ ۸:٠۱ ق.ظ ] [ همنشین ]
اگه نخوام بگم همه ما، ولی به جرات میتونم بگم بیشتر ما ، دنیا و تمام پدیده های اون رو فقط از پنجره ای که خودمون دوست داریم میبینیم و کمتر حاضر میشیم چیزی غیر از اونیکه توی ذهنمون نهادینه شده رو قبول کنیم. اعتقاد فقط از نوعی که من دارم درسته!... سلیقه و گرایش سیاسی فقط اونیکه من بهش تمایل دارم درسته!... رفتار من با دوستان و در مقابل مخالفینم کاملا درسته!... تصمیمی که من گرفتم قطعا درسته و اگه بعضیا الان باهاش مخالفند حتما فردا به درستی تصمیم امروز من واقف خواهند شد! و ... این منش و مرام ما با کمترین استثناء از بالا به پائین وجود داره، گاهی کارهایی که دنیا و حتی مملکت خودمون سالهاست که تجربه کردند و بهش رسیدند رو زیر پا میذاریم و میگیم نه! راه حل من به نتیجه بهتری خواهد رسید! روش من حتما نتیجه بخشه! و گذشتگان در این مورد دچار اشتباه فاحشی بودند... و طنز تلخی هست که فقط خود را حق مطلق می دانیم!... روی سخنم اول با خودمه! اگر همه ما برای رفع این اپیدمی تاسف بار، ممارست نکنیم و اصلاح را از خودمان شروع نکنیم هیچگاه نباید انتظار بهبود سندرم "خود بر حق بینی" در سطح اجتماع را داشته باشیم... فاطمیه نوشت : دوست دارم این روزها بیشتر او را یاد کنم و بیشتر از از او بگویم.چون خیلی خاطرش عزیز است " بانو زهرای اطهر "... علی را با آن هیبتش تصور کنید، وقتی به خانه خالی از زهرا نگاه می کند. نشسته بودم ، نمی دانم چرا یاد آن لحظه ای افتادم که آن پست فطرت در میان کوچه بر صورت بانوی پاک مان سیلی نواخت که قصه اش را شما خود بهتر می دانید . اما چرا!!! شاید بر آن اعرابی جاهل و کینه توز حرجی نباشد اما بر ما چی ؟جنگ با دین و ائمه ی دین برای چیست؟ برای جنگ با خرافات نیازی به جنگ با امامان دین نیست.ما به یاد و ذکر آنها نیاز داریم، ما به الفت و دوستی با آنها احتیاج داریم. پ . ن : و اما خدا خیر ندهد کسانی را که به اسم دین چنان کردند که هرکس را به کسوت دین دیدیم بگوییم فلان است و فلان و کم کم معنویت رنگ ببازد و فراموش شود [ دوشنبه ۱۳٩۱/٢/٤ ] [ ۱٠:٥٢ ق.ظ ] [ همنشین ]
1 - چیزی که این روزها در جامعه متاسفانه بسیاربی ارزش شده و به گونه ای زیر پا له میشود ، کرامت انسان است . کوتاه و مختصر اما پر درد عرض میکنم خدمت خوانندگان محترم . کاش میشد که از واژه " چرا " به گونه ای فرار کرد؟!! زیرا هیچ کس نیست پاسخ این چراها را بدهد .... چرا کرامت انسانی در جامعه دارد زیر پا له میشود؟ چرا به کرامت هم احترام نمیگذایم؟ به جایی رسیده ایم که هر ننه قمری علم کرامت را بلند کند همه زیرش جمع می شوند. این را سیاسیون و قوه های سه گانه بدانند که کم کاری از خودشان است و بس . مگر جز این است؟!!! چرا در هر ارگان و نهادی که قدم میگذاری برای اینکه حقمان را بگیریم باید گردنمان را کج کنیم ؟ همه دارن به مردم توهین می کنند.خوب معلوم است که این مردم نمیتوانند با این اوصاف روابط اجتماعی خوبی داشته باشند.انسانها گوسفند نیستند که این طوری با آنها رفتار می کنید؟چرا مردم ما به خفت عادت کردند و چرامثل یک انسان به آنها سرویس داده نمیشود ؟ این از سیستم اداری مان که مختل است و جیگر آدم خون میشود تا کاری برایت انجام دهند ، این را که دیگر همه میدانند . مرتب هم میگویند انشا الله اصلاح میشود. خوب چرا اصلاحش نمی کنید ؟ مگر در اسلام برای برخورد با مجرم حق مشخص نکردند ؟ پس چرا برخوردی با این قضایا نمیشود!!! به نظر من آدمهایی که کرامت انسانی را رعایت نمیکنند دو ریال هم نمی ارزند . باید طوری باشد که کسی احساس نکند که تحقیر شده ، اما این روزها اکثر مردم ما به گونه ای احساس حقارت میکنند . این دردها را کجا باید داد زد!!!.... گرچه هر چه هم فریاد میزنیم نمیدانم چرا تغییری در هوا ایجاد نمی کنیم...حتی پری هم نمیجنبد از فریادمان. 2 - این مورد هم از همان کرامت های انسانی از دست رفته هست... معمولا زمانی که قدم در یک محیط علمی برجسته میگذاری ( آن هم یک آزمایشگاه تخصصی ) انتظار داری اولین رایحه ای که به مشامت میخورد همان بوی الکل جناب رازی باشد یا سایر بوهایی که به گونه ای مشمئز کننده میباشد. اما بر خلاف انتظار تنها بویی که به محض ورود حس میکنی بوی سفید کننده و پَنکک هست که این هم به برکت وجود دانشجویان و پرسنل مستقر در اینگونه واحد ها میباشد ، استادان محترم هم که انگار پس از اتمام بحث علمیشان قرار است به پارتی تشریف فرماشوند . چند روز پیش در یکی از همین محیط ها دختر و پسری را دیدم که فکر میکنم رزیدنت بودند . چنان با هم خوش و بش میکردند که نگو و نپرس . کاملاً ناخوداگاه صحبتشان را گوش دادم. ( باور بفرمایید قصد گوش دادن نبود اما کاری از دستم ساخته نبود و نمیشد که نشنید) نمیگویم که چه میگفتند چون خجالت میکشم . ولی من مانده ام اگه قرارباشد این پسر و این دختر، پدر و مادر آینده شوند میخواهند فرزندشان را چطوری تربیت کنند؟؟؟؟ با خاطرات و تجربیات فاحشی گریشان؟؟؟؟؟ 3 - خدایا دلمان گرفته است...لبی تر کن تا آسمان انتظارمان کمی بارانی شود و روح تشنه و ترک خورده مان کمی بوی خاک باران خورده بگیرد .خدایا از کاسه لبریز محبتت که کم نمیشود گاهی هم سکه ایی به قلک قلب ما حواله کنی...حتم داریم از خوشی پرواز می کنیم. [ سهشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٩ ] [ ۱٠:٤۱ ق.ظ ] [ همنشین ]
عرض سلام و ادب دارم خدمت همه خوانندگان و شنوندگان و رهگذران ... این پست مقداری شلوغه و طبق معمول همیشه چند بخش داره. 1 - میان دعا و ادعا تفاوت کمی ست اولی هر آن چه به زبان بیاید شنیدنی ست و دومی هر زمان به زبان بیاید نشنیدنی... 2 - من مانده ام که این مخترع نان تافتون چه فکری کرده است که این همه سوراخ گذاشته روی این نان!!!. یک لقمه درست و حسابی هم نمیشود گرفت.مرتب نشت میکند . گاهی وقتا برنامه ریزی های آدم مثل نان تافتون میمونه. مثل تافتون به دردبخور و خوشمزه و دلنشینه ولی به دلیل وجود مورد بالا که عرض کردم باعث میشه اونطوری که می خواستی نشه...از طرفی توی برنامه ریزی هامون هم یک نفر مثل پسرخاله ( پسرخاله فیلم کلاه قرمزی) پیدا نمیشه معرفت داشته باشه . عاشق دیالوگ اون قسمتش هستم که یک کیک مسموم بزرگ را پسرخاله تنهایی خورده بود که یک موقع بقیه نخورن و مریض بشن ... مجری پرسید : چرا ننداختیش دور؟ پسرخاله گفت: خب مورچه ها میخوردند مریض میشدند... مورچه را که نمیشه بهش سرم وصل کرد... 3- دیروز به چهارشنبه بازار به جهت خرید میوه و مایحتاج منزل ( در واقع خرید جنس بنجل ) رفته بودم. برخی قیمت ها چون نیزه به قلب آدمی فرو می رفتند اما مگر میشد نخرید. بره وار به مردم نگاه می کردم که همچون من با بهت به قیمت های عنان گسیخته نگاه می کردند و خرید می کردند و لام تا کام نمی گشودند. 4 - درد همنشین : در پی مطالعه ویژه نامه نوروزی ایران مطالبی به ذهن ناقص بنده آمد که گویا کردنش بهتر از خاموش شدنش است ... من ملت ایران را در همین عصر کنونی با همه خوبی و ضعفهایش دوست دارم و آنها را جزو بهترین ها میدانم و به این ملت افتخار میکنم و همیشه خدا را شاکرم که فرصت داد در کنار اینچنین مردمان خوبی زندگی کنم و از کسانی نیستم که آریایی را اشرف مخلوقات بدانند و به تاریخ 2500 ساله خود ببالند و پادشاهان ستمگر را پرستش کنند. اینها را گفتم که این را بگم ، مردم ایران یه چیزهایی را خوب میفهمند و یه چیزهایی را خوب متوجه نمیشوند . همه مردم ایران خوب فهمیدند تحریم چیه ولی اصلا نفهمیدند اختلاس چیه؟ خوب فهمیدند بحران های اقتصادی را ولی هیچ کسی نفهمید غول تورم را. مردم ایران حتی جنگ را هم میفهمند ولی خودزنی را اصلا نمیفهمند. یعنی چی دروغ بین مسئولین چیز مرسومی شده؟ مردم حتی علت طرح تحول اقتصادی را هم خیلی خوب فهمیدند ولی اصلا نفهمیدن چطور بعضی مسئول ها از زیر مسئولیتشون شونه خالی میکنند و خطاهاشون را توجیه می کنند و آمار دروغ میدهند. خیلی درد داره مسئولی با اینکه عملکرد ضعیفی داشته باشه لبخند بزنه و سرش را مغرورانه بلند کنه و ادعا کنه که واسه کشورش سنگ تموم گذاشته... 5 - و در آخر، خدایا!... کلیپی بسیار زیبارو اینجا ببینید انتشار این مطلب در ناترلینگ [ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٤ ] [ ۱۱:٥٧ ق.ظ ] [ همنشین ]
بعد از انتشار اخباری مبنی بر آنکه یک پروژهای تحت عنوان سفیر موسیقی از سوی آمریکا و متحدانش طراحی شده است تا از طریق حضور رقاصان و مطربها اقدام به ایجاد ارتباط میان سیاستمداران غربی و جوانان مملکت ما بشود، ناخوآگاه یاد آن خواننده دوران طاغوت افتادیم که نه تنها آن زمانها (آن زمانها یعنی وقتی که ایشان با دربار پهلوی یک سری مراودات و بروبیاها داشت!) داشت همیچین نقش را بازی میکرد؛ بلکه حالا هم دارد بدون در نظر گرفتن سن و سالش، حرکات خاصی را در شبکههای ماهوارهای «منوتو» از خودش نشان میدهد. خلاصه خواستم عرض کنم خدمتشان که: ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٤ ] [ ٩:٠۱ ق.ظ ] [ همنشین ]
دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود / بهترین واژه که آمد به نظر فاطمه بود به روایتی امروز شهادت بانوی دو عالم ، پاره تن پیامبر، فاطمه زهراست . یاد فاطمه یاد گلبرگ های سبز و باطراوت باغ را تداعی می کند . گلی که در اوج شکوفایی ناجوانمردانه بدست آتش کینه ی اشقیا پرپر شد . حق این نبود پایمال کردن گل های باغ به بهای تصاحب باغ . کاش میشد جلوی فاطمیه را گرفت که نیاید ، میدانم نمیشود . میگویم نکند طاقتمان زیاد شده که دوباره فاطمیه میشود!!! تا به حال فکر کرده اید ممکن است روزی بهمان بگویند دیگر روضه نیایید؟ تا به حال برای این گریه کرده ای که آهای صاحب های خانه ما را تا آخر عمر از خودتان جدا نکنید !!! ... گاهی که خیلی خیلی گناه می کنی و خیلی راحت میروی روضه ، بدان و آگاه باش ممکن است یک روزی هم بگویند دیگه نمیخواد بیای ! اصلا مگه به ما قول نامه دادن که تا اخر عمر بیاین روضه ؟! تصورش را کنید.... آدم دلش میگیرد .عمیق هم میگیرد...!! اما... کرم این خاندان خیلی بالاتر از این حرف هاست. دعایتان میکنم ، دعایم کنید ، که محتاجم. [ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/۱٧ ] [ ۸:۱٦ ق.ظ ] [ همنشین ]
سال گذشته در چنین روز هایی توفیق برخورداری از یک تریبون و رسانه شخصی و اختصاصی برای گفتن و شنیده شدن برایم حاصل شد. وبلاگی در حوزه جنگ نرم و عضویت در" گردان سایبری عمار " که نامش و هدفش برایم جذابیت ویژه ای داشت. وقتی وارد گود شدم دریافتم که مدیریت مطلوب یک وبلاگ، اعم از طراحی و استفاده بهینه از یک قالب شایسته و اعمال تغییرات شکلی اون ، متناسب با شرایط و مناسبتهای ویژه ، پیدا کردن سوژه مناسب و حرفهایی برای گفت که نه فقط دغدغه حقیر است بلکه برای مخاطبان هم، جالب و آموزنده و جذاب و البته محل سؤاله ، به روز نگه داشتن وبلاگ و رعایت فاصله زمانی مناسب برای انتشار مطالب ، پاسخگویی مطلوب ، مستدل و محترمانه به پیامهای مخاطبان ( که در این مورد عملکرد بسیار ضعیفی داشتم) ، احترام به همه سلیقه ها و افکار اعم از مخالف و موافق ، تعامل و ارتباط صحیح و منطقی با سایر دوستان صاحب وبلاگ و هزاران نکته ظریف و حساس دیگه ، کار واقعاً شاقیه که نیاز به صرف زمان و دقت، ومهمترازهمه"همت"فراوان داره... معتقدم که برای داشتن میهنی سربلند و سرافراز، باید اندیشه کرد و ماحصل این تفکرات و تجربه ها را با صبر و تأمل، نهادینه کرد... نباید حرفی زد که تندیش باعث عقیم ماندنش بشه، معتقدم جواب کینه را با مهر، و پاسخ دورنگی را با صداقت باید داد، معتقدم که حتی با مخالف خود هم باید به لطافت برخورد کرد مبادا که دلش بشکنه ... و ایمان دارم که گفتنیها را باید گفت. همیشه برای مخاطبانم شخصیت و احترام ویژه ای قائلم... همیشه اعتقاد داشته و دارم هیچ کاری رو (هرچند بظاهر ساده و کم اهمیت) نباید بدون عشق و علاقه و اعتقاد انجام داد و باید زحمت کشید . سعی کردم هیچ وقت روی یک موضوع خاص تمرکز نکنم . سیاست ، مطالب طنز ، درد ها ، ناگفته های اجتماعی و ...موضوعات به کار گرفته در این وبلاگ شد .اینها مواردی هستند که بهشون بیشتر می پردازم! یعنی سعی می کنم که حول چندین محور وبلاگو بچرخانم تا هیچ وقت هیچ کس ازش خسته نشه . [ چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/۱٦ ] [ ۸:۱٧ ق.ظ ] [ همنشین ]
1 - امسال آخر زمستانش و اول بهارش با گرد و غبار در مناطق ما توأم بود . دیگر به جای اکسیژن داریم خاک تنفس میکنیم . به نظر شما طلیعۀ چه سالی را نوید میدهد!!!! 2 - هیچ چیز در زندگی بهتر از این نیست که بدانی دوستانی داری که حتی وقتی بیمعرفت میشوی٬ نهایت معرفت هستند. و البته هیچ چیز هم بدتر از این نیست که...! بی خیال میشویم ، اما شاعر میفرماید ٬ تو اگر راست میگویی و ریگی در کف صندل حناییات نیست٬ گاهی معرفتت را به خلق بنما تا بلکه ادب شوند و معرفت آموزند. همان مسئلهٔ بنیادین (معرفت از که آموختی و... اینها!) لذا امیدوارم در سال نو استفادهٔ ابزاری از برخی کلید واژهها را فراموش کنیم و کمی معـــــــــــــرفت داشته باشیم! کمی! 3 - در ادامه مطلب ، به طور خلاصه در مورد کتاب بادبادک باز چند نکته نوشتم که خوشحال میشوم مطالعه بفرمایید. ادامه مطلب [ شنبه ۱۳٩۱/۱/٥ ] [ ۸:٠۱ ق.ظ ] [ همنشین ]
این هم آخرین مطلب همنشین در سال 90 ، و میروم جهت خانه تکانی دل ، از غبار سالی که گذشت . خوش به حال آنهایی که دلشان احتیاجی به خانه تکانی ندارد، بلکه انبوه محبت هایشان است که روی دلشان را پوشانده . سال یک هزار و سیصد و نود هم دارد نفس نفس میزند و ما آدم ها مثل اینکه از این امر خوشحالیم و منتظر ظهور سال چسبیده به سال نود هستیم ." 1390 جان "، ببخش ما را که از نفس نفس زدن تو شادیم .این رسم هر ساله ما بر سر هر سال شماست . این روزهای آخر سال جور دیگری می گذرد و مثل همیشه، همه چیز به خود ما بستگی دارد. هرچقدر هم که بد بوده باشی و کم بوده باشی و کم گذاشته باشی،دهه ی آخر اسفند که می شود ته دلت امیدی جان می گیرد از سالی که در راه است. هر چقدر هم که کوتاه آمده باشی جلوی روزگار،این حدودها که می شود دلت قرص است برای فردا. این وقت ها ترس از خیلی چیزها،توام میشود با قدرتی که در دلت جوانه می زند،قدرتی که می گوید: می توانی... می شود ... باید بشود! بیایید یک جور دیگر نگاه کنیم. یک سال دیگر هم گذشت.یک سال یعنی 12 ماه ،یک سال یعنی بیش از 52 هفته، یک سال یعنی 365 روز.در این مدت چه کار کردیم که بتوانیم با افتخار بگوییم انسان خوبی بودیم؟؟؟ میگویند ملاک انسان های این عصر با هر دین و مذهبی ، نوع انتظارشان برای منجی بشریت است. وقتی فکر میکنم و میبینم نه تنها کاری برای ظهورش نکرده ام ، بلکه آنقدر گناه کرده ام که باعث شده ام یک سال دیگر آمدنش عقب بیفتد. به قول یکی از اساتیدم : در این دنیای هفت میلیاردی هنوز 313 نفر انسان واقعی پیدا نشده که او بیاید!!!! خداوندا تو را قسم به مظلومیت مهدی ، سال جدید ، چشم ما را به جمال منجی عالم بشریت مهدی قائم آل محمد(عج) منور بگردان.... به احترام ظهورش صلوات [ جمعه ۱۳٩٠/۱٢/٢٦ ] [ ۱۱:٢٧ ب.ظ ] [ همنشین ]
ایرانسل نوشت : معمولا همراه اول است که میگوید هیچ کس تنها نیست ، اما این ایرانسل است که مشترکش را تنها نمیگذارد . نمونه اش این پیام که با شارژ 1480609 ریال دیگر برنده 1000 ریال اعتبار هدیه داخل شبکه ایرانسل خواهید شد . " ایرانسل ". جالبه! مگه نه!!! از این جهت برآن شدیم تا مطلبی هر چند کوتاه در مورد MTN با وفا بنویسیم . باشد که خشنود شود. حدود پنج سال و شاید کمتر از توزیع سیم کارت های ایرانسل در بین مردم میگذرد. و در طول این مدت همیشه در حال صعود و ترقی بود. صعودی جهشی و چشمگیر و غیر قابل مقایسه با سایر شرکتها. میلیونها ایرانی به طور مستقیم و غیر مستقیم از ایرانسل منتفع شده و میشوند. و تاثیرات زیادی هم در زمینه های گوناگون اجتماعی، اقتصادی، اشتغال، فرهنگی و... . داشته و دارد . میبینیم که ایرانسل هم اکنون در تک تک خانه های ایرانیان شعبه دارد و با اکثر مردم ایران به طور مستقیم در ارتباط است. معمولا هر شرکتی پس از مدتی افت میکند ولی نکته شگفت انگیز ایرانسل این است که همیشه در حال افزایش فعالیت هایش است وسطح تبلیغاتش به هیچ وجه فروکش نکرده است. ایرانسل در حال تبدیل شدن به یک غول در ایران است و امید است مسئولان این ظرفیت عظیم نهایت استفاده را برای ارتقای فرهنگ جامعه ببرند. نت نوشت : با توجه به تجربه (بگویم تخصص بهترست) حقیر در این زمینه باید عرض کنم گاهی زیادی خود را به دنیای مجازی وابسته می کنیم، در حالی که دنیای واقعی بیشتر به ما نیاز دارد. همگی اینجا مهمانیم و کلهم رفتنی و صد البته برگشتی .رفتن و آمدن ها را جدی نگیریم، همانطوریکه آنکه میرود شما را جدی نگرفته است . باور کنید هیج اعتیادی بدتر از نت نیست، پس اگر فکر میکنیم کسی رفته است و برنمیگردد سادگی به خرج داده ایم. این را یک معتاد نت به شما می گوید. دوست نوشت : بسیاری اوقات به این فکر میکنم که دوستی های ما اغلب ناشی از خودخواهی ماست. انگار اینکه هر کسی روزی با ما دوست شود ارثیه پدری ماست که دیگر حق بریدن از ما و انتخاب دوست دیگر را ندارد. دوستان ، اغلب ما ، در شعار دادن دمکرات هستیم اما در عمل مستبد. خیلی خودمانی بگویم روشن فکرانی هستیم که عوامانه رفتار می کنیم . شاید برای همین است که به پرگار علاقه خاصی داریم و از دایره ذهنمان به شدت محافظت می کنیم . و این خیلی خطرناک است . درست مثل بادکنکی در دست یک کودک که هر لحظه احتمال ترکیدنش است. شاید اگر بجای پرگار خط کش به دست بگیریم، بتوانیم خطوط موازی (دوستان) بسیاری رسم کنیم که تا خود خدا هم هیچوقت همدیگر را قطع نکنند. پ . ن 1 : همیشه روزهای آخر سال روزهای طفلکی و مظلومی هستند ، زیرا مردم مشتاق رسیدن روزهای سال جدیدند. گرچه اگر این روزها نباشند سال جدیدی هم نخواهد بود. اما کسی به این فکر نمی کند. خلاصه آدمهای زیادی هم هستند که اگر نباشند بسیاری از افراد به جایی نمی رسند،اما نه کسی آنان را می شناسد و نه به آنان توجه می کند! ... بی سبب و دفعتا دلم برای روزهای پایانی سوخت. پ . ن 2 : دیروز روز جهانی زن بود. تبریک به همه زنان نجیب سرزمینم بویژ مادرم. [ جمعه ۱۳٩٠/۱٢/۱٩ ] [ ٢:٠٤ ب.ظ ] [ همنشین ]
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی ضمن دستور برای تشکیل شورای عالی فضای مجازی به ریاست رئیس جمهور، اعضای حقوقی و حقیقی این شورا را تعیین کردند. رهبر انقلاب اسلامی آثار چشمگیر شبکه جهانی اینترنت در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، لزوم برنامه ریزی و هماهنگی به منظور پیشگیری از آسیبهای ناشی از آن، و بهرهگیری حداکثری از فرصتها در جهت ارائه خدمات گسترده و مفید به مردم را از دلایل اصلی ضرورت تشکیل شورای عالی فضای مجازی برشمردند و تأکید کردند: این شورا وظیفه دارد مرکزی بنام مرکز ملّی فضای مجازی کشور ایجاد کند. بر اساس این گزارش، متن حکم حضرت آیتالله خامنهای به این شرح است: ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ ] [ ۱۱:٢٠ ق.ظ ] [ همنشین ]
این روزها روزهای انتخابات است. با وجود اینکه حرف بسیار داشتم اما ترجیح دادم که فقط چند جمله بگویم و سخن هر چه کوتاه تر بهتر. تقریبا در آرامش قبل از طوفان به سر می بریم. و از فردا که زمان مجاز تبلیغات است طوفان انتخاباتی شروع خواهد شد. آنچه مهم است این نکته است که بدانی و حواست باشد و یادت نرود که در این انتخاب حق با کیست و اینکه چه طور باید از حق دفاع کنی. همین. پ . ن 1 : خدا را چه دیدید شاید جمعه بعد از انتخابات که در واقع امتحان بزرگی است داروی درد همه و داروی درد مادر سادات هم رسید. پ . ن 2 : وقتی انرژی های منفی اطرافت زیاد می شود، یاد بگیر لال شوی. کمی که بگذرد شاید خودِ دنیا خجالت بکشد! [ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۳ ] [ ٧:٢۸ ب.ظ ] [ همنشین ]
به نام نامی خوشگلش
امروز در جایی این حدیث از امام موسی کاظم ( ع ) را خواندم دلمان درد گرفت :
"شیعه ما نیست کسی که در خلوتش از خدا ترسی ندارد." این رو که خوندم یکم فکر بعد ... دیدم دنیا بازی می کنیم ما ها هم ، سرگرم دنیا ، اصلاً عین خیالمان هم نیست ! عجیب است بر عکس این مدیرانی که یک اصل را بنا می کنند و می گویند مصادیقش با خودتان و همین جور رو هوا یه حرفی می زنند ، ائمه ما دست می گذاشتند و می گذارند روی دقیق ترین و حساس ترین نقطه که هر کی هر کاری که دلش خواست نتونه انجام بده . فکر می کنید مصداق این حدیث کیه ؟ خب مسلماً برای ما شیعه ها اومده دیگه (البته جای شک دارد که شیعه باشیم ولی به هر حال) برای کافر ها که نبوده ، بوده ؟ نمیدانم واقعا بو و شمه ای هم از شیعه بودن برده ایم یا نه!!!! ، نمازمون که عمود دینمونه دست و پا شکسته ست ، ترسی هم که از خدا نداریم ، نمی دانم دلمان به چی خوش باشد آیا ؟؟ هر چند وقت یک بار بد نیست اگه همین 3 جمله رو بگوییم : اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان محمد رسول الله ، اشهد ان علیاً ولی الله. حداقل از دل و جان که نمی توانیم شیعه باشیم ، زبانی که می شود . حالا دلم میخواهد بزنم زیر گریه که یک عمر چه خیالاتی داشتم ها !! [ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۳ ] [ ٦:۱٢ ب.ظ ] [ همنشین ]
سلام علیکم!! سلام که اسم خودشه . علیکم هم که یعنی خودش با شماست.... دوباره سلام اولا اونا که فکر کردن اینجا وال استریت و تجمع کردن پاشن جمع و جور کنن که ما مهم تر از این حرفا می باشیم.....یعنی مهم تر از وال استریت.... حالا چرا؟ چراشو بعدمیگمممممممم... خوب دوستان آنقدر ناگفته دارم که نمیدونم از کجا شروع کنم. از اونجایی که اگر بخوام همه ی نا نوشته های این چند روزی رو که نبودم بنویسم میشه طوماری و از حوصله خوندن خارج. واسه همین مثل روال قبل تو این پست چند بخش کوتاه داریم. بخش اول :اون آقاهه اون آقاهه که رهبر بخاطرش نامه محرمانه داده بود به محمود...همون آقاهه که رهبر به محمود گفته بود از معاونت برش داره...همون آقاهه که گفته بود حضرت نوح مدیریتش بد بوده...همون آقاهه که معتقد بود امام زمان 14 خرداد امسال ظهور میکنه...همون آقاهه که پیش بینی کرده بود جنتی تا 2 سال دیگه فوت میکنه...همون آقاهه که میگند رئیس گروه انحرافیه ها... آره همون ... مییییییییگند همون آقاهه در انتخابات امسال 250 کاندید در کل کشور داره که واسه هرکدومشون علی الحساب n میلیون تومان داده واسه تبلیغاتشون..... آهای آقاهه... جان مامان جونت بگو این همه پول را از کجا آوردی؟؟؟؟؟!!!!!!
![]() البته دوستان، من که با آقا کاری ندارم...ارادت خیلی زیادی هم نسبت به آقا دارم ولی با بعضی آقازاده ها خیلی خیلی مشکل دارم. نکته اصلی هم اینجاست که این آقاهه نه آقاست نه آقازاده ادامه مطلب را حتما مطالعه بفرمایید ادامه مطلب [ دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱ ] [ ٥:٥٥ ب.ظ ] [ همنشین ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||