تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/۱۱/۱۳ | ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

در یکی از رسانه های مجازی از قول محمد نوری زاد، به نمایندگی از نسل انقلابی های پشیمان و شرمنده و البته نجیب و راستگو !!! خواندم که گفته است: از اینکه سال 57 انقلاب کردیم متاسف و شرمنده ام، و می گوید اگر انقلاب نکرده بودیم، ‌اکنون و در سال 91 هجری شمسی در کجا ایستاده بودیم؟ و سپس به خود جواب می دهد که: اگر انقلاب نمی کردیم، آبادانی و رفاه عمومی و رونق اقتصادی حتماً بسیار مطلوب تر از امروز بود...؛ افسوس که ما انقلابیون، از نعمت عقل، بهره ی فراوانی نداشتیم. و با انقلابی غیرضروری، بختِ مهیا و عنقریبِ خود را تاراندیم. جوری که هم خود را و سرمایه های خود را تباه کردیم، و هم اعتبار خدا و دین خدا را در این ملک فرو کاستیم ...

نوری زاد



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٩ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

میخواهم برای سالروز میلاد با سعادت پیامبر بزرگوار اسلام و خاتم پیامبران الهی، مطلبی بنویسم . مطالب بسیار زیادی به صورت پراکنده در ذهنم آشوب میکنن ولی توان نوشتن ندارم. چگونه همچون منی میتونه در نعت فخر عالم بشریت چیزی بنویسد ، آنگاه که با قلمی قاصر و اندیشه ای محدود، بیان قطره ای از اقیانوس بیکران فضائل محبوبترین آفریده خدا ممکن است . هم او که خدایش میفرماید: اگر بخاطر تو نبود آسمانها و زمین را نمی آفریدم.

حرف فراوان دارم ولی توان گفتن ندارم . بسیار کوتاه خواهم گفت :

فردا سال روز تولد بهترین بندگان خداست  ، محمد (ص)، همان پیامبری که رحمت للعالمین نام گرفت و رحمتش تمام عالم را فرا گرفت .

تفاوت پیامبر ما با سایر پیامبران در این بود که رحمتش تمام عالم را فرا گرفت . هنگامی که محمد برگزیده شد ، خداوند او را رحمت للعالمین نامید و گستره رحمتش را شامل همه کائنات و موجودات گردانید . درسته که  سایر پیامبران نیز نشانه رحمت بودند اما رحمتشان مختص پیروانشان بود اما رحمت پیامبر ما ، نه تنها شامل مسلمانان ، نه تنها شامل همه انسان ها بلکه شامل همه موجودات عالم می شود .

نقل است هنگامی که خداوند این لقب را به حضرت محمد ( ص ) می دهد ، اولین نفر شیطان است که به حضور پیامبر رسیده و از او طلب رحمت می کند . شیطان به پیامبر می گوید اگر تو واقعا رحمت للعالمینی ، من هم جزئی از این عالم و کائناتم پس رحمتت باید شامل من هم بشود . پیامبر با شنیدن درخواست شیطان تعجب می کند . در همین حین به پیامبر ندا می رسد که درخواستش را بشنو ، رحمت تو آن قدر گسترده است که شامل شیطان نیز شود .

( شیطان از زمان نافرمانی خویش ، دچار عذاب روزانه ای شده بود )

او از حضرت محمد ( ص ) می خواهد که این عذاب روزانه برای همیشه از او برداشته شود و خدا به علت لطفی که به آخرین پیامبرش داشته و به واسطه رحمت او عذاب روزانه شیطان را از وی بر می دارد . رحمت پیامبر ما آن قدر زیاد است که شامل شیطان نیز شد ، پس مطمئن باشید که شامل محبان او و خاندان پاکش نیز خواهد شد . امشب شب بزرگی است ، از رحمت للعالمین درخواست های بزرگی داشته باشید و در صدر همه این ها ظهور مهدی فاطمه (عج)  

 _ درسی از پیامبر بزرگ رحمت را همواره به یاد دارم ، آموزه ای که شاید آخرین درسش بود، آنجا که در آخرین حضورش در مسجد و خطاب به عموم مردم فرمود : خداوند سوگند یاد کرده  که از تجاوز به حقوق انسان‌ها نخواهد گذشت. پس شما را به خدا! هرکس حقی از او تباه کرده‌ام برخیزد و قصاص کند. پیرمردی از میان آنان برخاست و گفت: پدر و مادرم به فدایت! هنگامی که از طائف آمده بودی و عصای خود را بلند کردی تا برمرکب خویش فرود آوری، بر شکم من  که در میان استقبال‌کنندگان بودم زدی. نمی‌دانم به عمد زدی یا به خطا؟!...حضرت فرمود به خدا پناه می‌برم که به عمد کرده باشم. سپس بلال را فرمود که همان عصا را از فاطمه در خانه گرفته و بیاورد . عصا را آورد و پیامبر بر آن پیرمرد داد. پیر گفت شکم خود را بگشا. اما در میان  حیرت حاضران، فقط اجازه خواست تا به امید رهایی از دوزخ، بوسه بر جای قصاص بزند! پیامبر دوباره پرسید که آیا حق خود نمی‌گیری؟ و پیرمرد که به آرزوی خود رسیده بود، عفو کرد و عفو خدا طلبید ...
و این آخرین درس رحمت للعالمین بود: رعایت حق مر
دم  

پ . ن : هیچ منبعی همچون نهج البلاغه جایگاه پیامبر را نشان نداده و هیچ کس جز علی (ع) اهتمام به فضائل پیامبر نداشتن . چه در ابعاد سیاسی چه اجتماعی ، فرهنگی و ... عزیزان خطبه 72 نهج البلاغه را حتما مطالعه نمایند . التماس دعا .         



تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۳ | ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

در این پست با توجه به دانش و بینش محدود و بیان و قلم قاصر خودم فقط میتونم فتح بابی کرده باشم و تلنگری برای اندیشیدن بیشتر وعمیقتر وارد کنم .

تصور اینکه امام حسین (ع)، جان خودشون و اهل بیت گرامی و یارانشون رو فقط بخاطر مسائلی که برای اون دوران اهمیت داشته به  خطر انداختن و فقط در یک حادثه تاریخی و در قیامی که نتیجه  اش از قبل براشون محرز بوده به فیض شهادت رسیدن، نمیتونه تصور درستی باشه و قطعا انگیزه هایی فراتاریخی برای اون قیام وجود داشته و مخاطب اصلی اون پیامها، آیندگان و نسلهای بعدی بودن. حالا ما پس از گذشت اینهمه سال، از اون واقعه بزرگ، چه درسها و عبرتهایی باید برای زندگی امروزمون بگیریم؟؟
چرا برای آقامون حسین گریه میکنیم و رخت عزا به تن میکنیم؟ آیا این گریه ها، در فقدان و رثای یک مظلوم شکست خورده هست؟ یا گریه بر قصه ی پر غصه ی یک قهرمان حماسه ساز؟ باور کنید که اگه بر طریق اول بگرییم، ظلمی دو چندان بر حضرتش روا داشتیه ایم!...

اینکه در این ایام فقط ذکر مصیبتش رو بچسبیم و جامه ی اندوه به تن کنیم و از درسهای واقعیش غافل بشیم، واقعا جای تعجب و صدالبته تاسف داره . پیشنهادی که به همه دوستان دارم اینه که کتـــــاب  " حماسه حسینی "، نوشته متفکر شهید " مرتضی مطهری " رو حتما مطالعه کنن. کتاب بسیار جالبیه و بعد از مطالعه اون، قطعا بر بسیاری از باورهای غلط و خرافه آمیزی که سالیان سال در حواشی قیام آن امام مظلوم به خورد این ملت داده شده خط بطلان خواهید کشید.

 آزاده بودن و تن به ظلم ندادن، گرچه موجب مظلومیت جانسوز تاریخی حضرت و خاندان و یارانش شد ولی مفهوم واقعی آزادگی رو برای ما تدریس کرد. در جامعه خودمون و در روزگار کنونی، ما چقدر حاضریم در راه هدفی که به درستیش ایمان داریم، هزینه بدیم؟ هزینه ای در مقیاس جان خود و عزیزانمون؟ درسته ،  ممکنه بگین همه که نمیتونن چنان حماسه ای ایجاد کنن و دارای چنان آزادگی و ازخود گذشتگی باشن. ولی آیا به هزینه های کوچکتر هم حاضریم؟ مثلا حاضریم برای ترجمان واژه آزادگی، مقام و منصب و شغل و مال و منالمون رو ذره ای به خطر بندازیم؟ حاضریم به آسایش و آرامش زندگی خونوادگیمون اندکی خلل وارد بشه؟ مجاهدت خوبه ولی فقط توسط دیگران؟ دوست داریم برای قهرمانهای وادی آزادگی و شجاعت، فقط " هورا " بکشیم؟ فقط همین؟! جنم خودمون فقط در حد هورا کشیدنه؟ اونهم در خفا و با ترس و لرز؟!...



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۱۳٩۱/٩/٢٦ | ۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتیست که در فضای مجازی و متعاقبش در دنیای حقیقی ، صحبت از این می شه که جمعه این هفته ، یعنی اول دیماه 91 (21 دسامبر 2012)  مصادف با فردای شب یلدا ، پایان دنیاست!... یا شنیدیم که در پسِ شب یلدای امسال ، بمدت سه شبانه روز خورشید طلوع نخواهد کرد و جهان در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت تا دوره ای جدید از حیات در دنیا آغاز شود!... برای این ادعا ، استنادات مختلفی نیز مطرح می‌شه . از جمله : تقویم قوم "مایا"، پیش‌گویی‌های "نوستراداموس" و حتی منابع مذهبی و باستانی از جمله مواردی هستن که مطرح‌کنندگان این شایعه به آن استناد می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که دنیا باید در این روز به پایان برسه. آنچه که موضوع را جالبتر میکنه اینه که این بحث و شایعه، اختصاص به ایران یا یک منطق خاص نداره و در شبکه های اجتماعی و وبلاگها و محافل خانوادگی در سرتاسر جهان مطرحه و روز به روز گسترش بیشتری پیدا میکنه ، بطوریکه ناسا (سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا) نیز مجبور به ورود به بحث شده و بیانیه ای در این خصوص (مبنی بر رد این شایعه)بصورت رسمی صادر کرده ...

باور مردم به این موارد یا موارد مشابه ضمن اینکه دلیل آشکاری بر ضعف در مطالعات دینی، تاریخی و علمی داره ، خط بطلانیست بر این باور قدیمی که " آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه " بلکه دهها بار هم میتونه گزیده بشه! به نظر بنده ماجرای آخر دنیا فعلا ابزاری برای کرخت نگه داشتن افکار عمومی هست و  شباهت بسیار زیادی با موضوع ظهور که از طرف طرفداران جریان انحراف تبلیغ میشه داره .

اما دوستان ، گرچه این شایعه رد شده ، ولی بالاخره که چه؟... بالاخره یک روز این اتفاق خواهد افتاد، یک روز دنیا به پایان خواهد رسید ، همچنان که خداوند متعال نیز در سوره "تکویر" ( اذا الشمس کوِرت...) وعده آن را داده و شرایط آن روز را تبیین فرموده ، و البته در تحقق وعده های الهی نیز هیچ تردیدی نیست... 
چه خوبه به این شایعه از جنبه ای مثبت بنگریم... بدون اینکه موجب تشویش و دلهره و اضطراب در نزد خود و خانواده و دوستانمان شویم،  بصورت آزمایشی هم که شده این شایعه را بپذیریم!... فرض کنیم که فقط تا آخر همین هفته تا پایان جهان فرصت داریم:
اگر دلی را شکسته ایم در دلجویی اش بکوشیم... اگر دینی بر گردن داریم آنرا ادا کنیم... اگر ستمی کرده ایم در جبران مافات بکوشیم... اگر با خویشاوند و دوست و آشنائی قطع رابطه کرده ایم در پیوند مجدد و ایجاد رابطه، تردید نکنیم...  اگر خطایی کرده ایم به آن اعتراف کنیم و در رفع سوء اثرش جدی باشیم... در این هفته پیش رو ، مهربان تر، صمیمی تر، دلسوزتر و واقع بین تر از همیشه باشیم...
تمرین خوبیست! امتحانش ضرری ندارد! بیاییم چند روز جامعه ای به دور از دروغ و تهمت و حسادت و ریا و دزدی و کلاهبرداری و سایر پلیدیها را تجربه کنیم... دنیا چه بایستد چه به حرکتش ادامه دهد، ما نیازمند این تغییر هستیم.



تاريخ : یکشنبه ۱۳٩۱/۸/٢۸ | ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر محرم و سلام بر دردانه های غزه که در محرم به نیابت از تمام مسلمانان با اسرائیلیان میجنگن .دنیا سیاه پوش شده  و حال چشم های آدمها مه آلود .به منظره پیش از آفتاب میمونه این نگاه ها. پس با این حالِ چشم ها و این نوای دل ها خیلی التماس دعا.

نمیدانم نوشتن آنچه در این پست بر دکمه های صفحه کلید جاری میشه درست است یا خیر ، امیدوارم همنشین به کفر و الحاد متهم نشود ، و اگر عزیزی این پست را کفر گویی و خلاف شرع می انگارد ، با پیامی ساده امر کند به حذف آن.

از کنار مغازه محصولات مثلا فرهنگی هنری میگذرم ، در کنار تصاویر قد و نیم قد هنرپیشگان سینما ، چیزی به گوش میرسه که ظاهرا عزاداری سرور شهیدان حسین ابن علی (ع) است ، نمیدانم ریتم راک است یا پاپ ، یا یه چیزی تو همین مایه ها ، و مثلا مداحی که همراه آن نام مبارک امام حسین (ع) را پیاپی چونان رگبار مسلسل به زبان میراند ....حسین حسین حسین سین سین ین ..... ، بی اختیار یاد عزیزی افتادم که نصیحت میکرد حتی نام بچه ها را به کرامت و بزرگی یاد کنید ، طوری که نامشان کامل و درست و در کمال احترام به زبان آید ، نمیدانم اینگونه نام بردن از سرور و سالار شهیدان درست است یا خیر؟همیشه رهبر انقلاب در این ایام به این گونه مداحی ها اعتراض نمودند و گوشزد کردند ، اما گوش شنوا کو؟!!!

در این ماه هر سال در بعضی از شهرها و روستاها مراسم قمه زنی برپا میشه، (البته در این چند سال اخیر کمتر شده ) احتمالا این مراسم از زمانی سرچشمه میگیره که عده ای به خونخواهی امام حسین (ع) ، شمشیر به دست قصد انتقام از یزید و یزیدیان را داشتند ، ولی نمیدانم چه تحولات تاریخی باعث شده که تیزی شمشیر را به جای کوبیدن بر سر ظالم بر سر خود بکوبن و به آن افتخار کنند ، .....نمیدانم ، شاید من اشتباه میکنم و نیاز به هدایت دارم!  

چرا باید به گونه ای باشد که عده ای از عزاداران در کربلا ، هنگام عزاداری چنان بر سر و صورت خود بکوبند و بدن های خود را برهنه کنند و خون از سرو صورت و بدنشان جاری شود که چون جویباری بر زمین بین الحرمین جاری شود؟؟؟؟ ......نمیدانم .....فقط این را میدانم که سالار شهیدان خون خداست و حرم حسینی قطعه ای از بهشت است و چون کعبه محترم ، جایی که حتی ریختن خون حشره ای ناپسند است ....نمیدانم ، شاید نیاز به هدایت دارم!

و بس است ، چون گفتنی ها بسیار است ، و حوصله خوانندگان اندک ....، این جملات را به عشق سرور شهیدان نوشتم ، و در این ایام عزیز و خدایی از همه دوستان التماس دعای خیر و هدایت دارم ، پاداش همه با صاحب این روزهای دوست داشتنی !

اینجا را بخوانید فلسفه عاشورا

یه سری آهنگ لینکاشونو تو ادامه مطلب میذارم تا اگه دوست داشتین استفاده کنید



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/۱٦ | ٩:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

نامبر 1 : توجه کردیدکه جدیدا مد شده یک جور انسان هایی باشیم که خوب باشیم و الزاما دین دار نباشیم؟!!!  خوب باشیم و چادری نباشیم و خب خیلی از چادری ها هم گرگ اند .خوب باشیم و الزاما ریش دار نباشیم و خب خیلی از ریشی ها حتی گرگ اند ، ،خوب باشیم و چشم چرانی کنیم اما آشغالمان را داخل سطل مخصوص آشغالی بندازیم و ساعتهای مخصوص بیرون بذاریمش ،خوب باشیم و کلاه همدیگه رو برداریم اما صبح ها سر کارمان به موقع حاضر بشیم ،در یک کلام خوب باشیم و گور بابای خدا و دینش کلا (البته نعوذ باالله) .یعنی اصلا لازم نیست شما یک انسان مسلمان خوب باشی ،شما فقط کافیه یک انسان فرهیخته و با فرهنگ باشی ،شما باید در جمع آروغ نزنی ،شما باید از خط عابر پیاده رد بشی ،شما باید از روی پل عابر پیاده رد بشی ،شما باید به علایم راهنمایی و رانندگی احترام بذاری ،شما باید در صف جا نزنی ،شما باید بچه  خوبی باشی کلا در عموم ، اما دینت هم گاهی به حرف هایش عمل کردی و گاهی هم عشقی گفتی بی خیال اصلا مهم نیست . اصلا می توانی بگویی گور بابای همش یکجا و این به طور خیلی ویژه ای داره وارد جامعه  ما میشه ،خیلی ریز و ظریف .خیلی دقیق نگاه کنید اطرافتان را ببینید چقدر فرهیخته گرامی می بینید...

نامبر 2 : شما تا وقتی تو خونه نشستی و داری با خودت و افکار خودت بازی می کنی و تو دنیای خودتی هیچ وقت برات نیازی ایجاد نمیشه ،بعد نیاز که ایجاد شد پا میشی میری دنبالش که برطرفش کنی ، حالا این نیاز رو بزرگش کنید بیاین توی دانشگاه . وقتی شما نیازی نداری و کل نیازت خلاصه میشه  توی 4 تا دختر و پسر اطرافت ، خب توی همون می مونی دیگه ،چون نیازی به بالاترش نداری برات همونا بس میشن ، بزرگ ترش کنین بیاین توی جامعه ، وقتی احساس نیاز نکنی که جامعه ت به تو نیاز داره (به تو نیاز داره هااا) خب دلت نمی سوزه . حتی اگه بهترین فرد مملکت باشی تو اون مورد خاص ،خب میگی گور بابای مملکت و میری از اینجا . وقتی من ته هدفم اینه که درس رو پاس کنم هیچ وقت پیشرفت نمی کنم توی درسم ،وقتی احساس کردی که فردا روز، من تنها کسی هستم که می تونم جامعه رو پیش ببرم در یه مورد خاص بعد می تونی بگی که من دارم احساس نیاز می کنم . برای این موضوع ،برای همچین تفکرایی تلاش می کنیم ، یا نه برای پاس شدن دانشگاه میریم ؟ببینین چند نفر دارن اینجوری میخونن .یا مثلا یک طلبه وقتی ته تلاشش امام جماعت یه مسجد شدن باشه خب هیچ وقت انسان ساز نخواهد شد ،مملکت ساز نخواهد شد ،تمدن ساز نخواهد شد .ته هدف تان را پیدا کنید و اگر پیدا کردید بدونید یک روزی بهش می رسید و تمام خواهد شد و پایان ،اما دنبال این باشید که هدف هایی برای خودتون تصویر کنید که اگر روزی هم شخص اول مملکت شدید باز هم جاهایی باشه که بهش نرسیده باشید و بازهم دارید براش تلاش می کنید . راهکارش هم اینه که نیاز در خودتون بسازید ،احساس کنید که به درد باید بخورید ،احساس کنید که اگر دنیا شما را نداشت یک چیزی کم داشت. از جهاتی این مطلب  را میتونید قسمت دیگر این پست بدونید.

نامبر 3 : بابت اینکه مدتی کم کار شده ام از همه دوستان عذر خواهی میکنم . اما دلتان قرص باشد .به فضل الهی در سنگری دیگر،  سخت در حال مبارزه ام.زمان هایی هم به سنگر قدیمی ام سرکشی خواهم کرد.انشاالله...

کلام آخر همنشین : دوستان ، همه ما در دوره ای داریم زندگی میکنیم که بهانه برای بد زندگی کردن و به خصوص برای غمگین بودن زیاده و بالعکس بهانه برای خوب زندگی کردن و شاد زیستن بسیار کمه ، پس سعی کنید به دیگران و مهمتر از دیگران به خودتون کمک کنید و اجازه ندید هر فکرمسمومی  بهتون تزریق بشه . و هیچ وقت هیچ انسانی رو تا مقام خدایی ارتقا ندید ، چون میره از اون بالا عذابی نازل میکنه بدتر از عذاب الهی.  و بدونید که هیچ چیزی لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمه ، بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی . بنابراین سعی کنید دیگران رو خوب بفهمید در هر شرایطی که هستید .بدرود.



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٧ | ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : همنشین

 بسم الله الرحمن الرحیم

نکته ای رو که قبل از خواندن این پست باید خدمت مهمانان عزیز این وبلاگ عرض کنم اینه که مصادیق عینی فراوانی برای این پست وجود داره . از سیاستمدار گرفته تا ورزشکار و بازیگر...و اینکه برخی از آدما خودشان بزرگ بودن. ولی داعیه قهرمان بودن نداشتن و البته ما احترام بزرگیشون رو هم حفظ نکردیم و برخی دیگه  بزرگ نبودن و ما بزرگشان کردیم، در واقع توهم قهرمان بودن رو ما در ذهنشون و در مخیله خودمون ساختیم و حالا با سر به زمین می کوبیمشون و البته عده ای رو هم در نوبت بر زمین کوفتن قرار دادیم . حالا اینکه مقصر کیست الله اعلم ...

ملت شریف و قهرمان پروری که ما باشیم ، همیشه انتظار داریم یه قهرمانی بیاد و یک تنه همه مشکلات  ریشه ای مون رو حل کنه . انتظار داریم یکی پیدا بشه و ما رو به  آرمانشهر مطلوبی که تو خیالات و رویاها به دنبالش میگردیم راهنمایی کنه. دوست داریم این گامهای رسیدن به آرمانشهر ، بدون کوچکترین تحمل سختی و مرارت برداشته بشه. انتظار داریم فقط با یکی دو گام  بزرگ به دروازه های این آرمانشهر زیبا و رویایی برسیم و با فشار دکمه ریموت، دروازه ها به روی ما گشوده بشه ومغـــــــرورانه سرود ظفـــــر بر لب، شهر موصوف را فتح کنیم.

ملت شریف و نخبه دوستی که ما باشیم، همیشه سعی میکنیم آوار آرزوهای دست نیافته خودمون رو بر سر یک نفر احتمالا قهرمان نخبه سابق خراب کنیم و همه مشکلات ارضی، سماوی، بیرونی، درونی و غیره خودمون رو بر ذمه اون مفلوک مغضوب قرار بدیم .ما ملت حق شناس، هیچگاه در هیچ موردی، خودمون مقصر نیستیم. قطعا یا قهرمانی که باید همه مشکلاتمون رو حل میکرد تو زرد از آب دراومده باشه ، یا سوپرمن ما در نیمه راه  از مسیر آرمانشهر منحرف گشته و یا دست شیطانی استکبار با توطئه های مدامش آرمانهای ما رو دست نیافتنی ساخته .

ما ملت همیشه در صحنه و محاسب، اصولا حساب و کتاب و آمار و تاریخ و فلسفه و غیره را دروسی میدونیم که باید در مقاطع مختلف تحصیلی خوندش ، نمرشو گرفت و مدرکش رو قاب کرد! ما ملتی هستیم که با واژه درس گرفتن، در همیشه تاریخ بیگانه بودیم،  در هر صحنه ای حاضریم و  هر آزموده ای را هزاران بار دیگه آزموده ایم، همیشه امیدواریم که شاید اینبار تاس وفق مراد بشینه و بخت بلند یارمون باشه.

ما ملت اندیشمند، هیچ با خودمون فکر نمیکینم که چرا تا این اندازه زود، کسی رو تا قله افتخار و جلال بالا میبریم و چه اندازه زودتر، ازش  ناامیدمیشیم  و  به پرتگاه افتضاح و ضلال می اندازیمش وغالبا پس از مدتی به همان افتاده رجعت می کنیم این بار هم بی تامل و بی اندیشه.ماهیچ وقت با خودمون فکر نمیکنیم که چقدر خود خودمون، با رویکرد وعملکرد و  انتخابهامون، در نرسیدن به آرمان هامون مقصریم.

پی نوشت :

بعد از اینهمه مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی که در این 6-7 سال گذشته رو به فزونی گذاشت وحتی داد هواداران و سینه چاکان سیستم مدیریتی چند سال اخیر رو هم درآورد و اونا رو هم به سوی انتقاد سوق داد، تنها گزینه ای که باقیمانده هواداران مدیریت  دوره اخیر بهش میبالیدن و میتونستن در قبالش ، دوره های پیشین رو نقد کنن،همین ایستادگی بر سیاستهای هسته ای بود.

حالا چه طعمی داره وقتی بعد از دو دوره 4 ساله مدیریتی،  باوجود تحمل سختی و تورم و تحریم، برگردی همون نقطه ای که 8 سال پیش بودی؟!



تاريخ : چهارشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٢ | ۸:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام آقا سید مرتضی!

این روزها دلم زیاد میگیره ، بغضی تو گلو دارم  که میخواد خفم کنه . غربت خیلی چیزا داره اذیتم میکنه و بیشتر از همه غریبی رهبرمون هست که دلمو آتیش میزنه .  از کجا بگم براتون که دلمون خونه و خودتون که دیگه زنده تر از همه ما هستید و شاهد . به قول یک عده از اطرافیان ، انگار که ما اصلا مال این زمانه نیستیم . آقا سید نمیدونید چه حالی بهم دست داد وقتی که دیروز یه عده از همین اطرافیان چادرم رو به سخره گرفتند و گفتن که دیگر مال این دوره نیستید . شما از آنِ دوره خمینی هستید . نمیدانستم باید بخندم یا گریه کنم. بگذریم آقا سید ، بگذریم ..

آقا سید ، غربت و مظلومیت شما هم خودش حکایتیست!!!مظلومیت شما همیشه بوده و هست و خواهد بود.

امروز که در احوالات شما جستجوی کوچیک میکردم ، فهمیدم که انگار خیلیا دوست دارن که شما هم مثل بقیه آدمای خوب دهه ۶۰ بری تو موزه . دوست ندارن کسی از شجاعت بیان و صراحت شما چیزی بدونه.

مثلا اینو بدونه که پخش صدای شما تو تلویزیون ما به دستور ریاست صدا و سیما، محمد هاشمی رفسنجانی ممنوع شد. و حتی سریالی که شما ساختین رو سانسور و حذف صدا کردند و بعد هم که از صدا و سیما اخراجتون کردن...

شاید اون آدما یادشون نیاد که شما اولین کسی بودین که تو صدا و سیما نماز جماعت راه انداختین و محرابی درست کردی که هنوز تو محوطه سازمان هست.

آقا سید مرتضی . جرات نکردم یه وقتایی از شما حرف بزنم بدون اینکه تمام و کمال کتاباتون رو بخونم اما دلم نمیاد نگم که خیلی ها وقتی شما شهید شدید، براتون ختم گرفتن و از شما به نام شهید صدا و سیما اسم بردند.یا مثلا چه جوری بگم؟ که حجه الاسلام محمد علی زم که تقریبا دو دهه به صندلی ریاست حوزه هنری چسبیده بود، بعد از شهادت شما مصاحبه کرد که وقتی آقای خامنه ای رو تو مراسمتون دیده : به معرفت جدیدی از شما دست پیدا کرده.

آقا سید مرتضی! شما خیلی مظلومی ،خیلی ، چون تو زنده بودنت همین آقا محترمانه میخواست از حوزه بیرونت کنه . مثل صدا و سیما . مثل خیلی جاهای دیگه.

نمیدونم اگه همون حمایت مالی اندک آقای خامنه ای از شما نبود و اگه گروه فرهنگی روایت فتح با حمایت های آقا شکل نمیگرفت اونوقت ما از شما و روایت جنگ چی میدونستیم؟

آقا سید گرچه ما دهه شصتی ها، دیدن این همه بی معرفتی برامون سخته اما ایمان و سرسختی شما برامون پشتکار میشه.

اینکه حتی صدا و سیما هم شما رو ممنوع الصدا کرد و شما از موضعت عقب نرفتی همین ما رو کافیه. همین که بدونیم تو کار فرهنگی و سیاسی فقط باید نگاه تو نگاه خدا داشته باشیم اما نه خلق خدا.

راستی آقا مرتضی!میدونم که شما سخنور خوبی نبودید حتی لکنت زبون داشتید ولی موقع گفتن نریشن تو مستند ها لکنتون درست میشده و این شبیه معجزست برای من . میدونم که شما حضرت زهرا رو خیلی دوست داشتید ، میدونم که تکیه تون به ائمه بوده، میدونم که این جمله تابلوی ذهنتون بوده که:

عزت دست خداست...نه خلق خدا

میدونید چیه؟ دلم گرفته...دلم بدجور گرفته...از نامردی هایی که به اسم دین در حق شما شد و کسانی که شما رو اخراج کردن با اسمتون تاراج کردن . خوب شد که دیگه نیستی آقا سید،خوب شد .

به جاش برای ما دعا کن ، که هنوز کوچیکیم و برای تحمل و فهم این دردها بزرگ نشدیم . راستی ، حاج مرتضی گه اون دنیا دیدمتون کاشکی که شفاعتم کنید .

لینک نامه: کلیک کنید!اینجا ، اینجا و اینجا

ریز نوشت : سید کجایی تا ببینی که عده ای به گمان خویش به مرحله " رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند " رسیدن .

پی نوشت : چیزی از خدا میخواهیم که خودمان میدانیم و ایضا خودش .دعا بفرمایید که درست شود که ما را از این رو به آن رو خواهد کرد . یا علی



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/۱۱ | ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

نامبر 1 : این گرانی ها هم دیگه داره سر به فلک میسابه . قیمت های کالا همین طور داره  سیر صعودی خودش رو طی میکنه .در واقع قیمت ها دقیقه ای بالامیرن. مردم چه گناهی کردن!!!کسانی که ابتدای زندگی مشترکشون هست و حتی کسانی که در شرف ازدواج هستند با این گرانی ها باید چه طور کنار بیان؟!!!گرچهبا این گرانی روزگار، ادامه حیات بصورت مجردی هم با سلام و صلوات میسر شده چه برسه به اینکه دست یک نفر دیگه رو بگیری  و وارد زندگی کنی!!... اینجا را بخوانید دست و پا زدن مردم از شدت گرانی ها!

نامبر 2 : انکار هولوکاست از این جهت که یک انکار واقعه‌ی تاریخی ذکر میشه در بعضی کشورها مثل آلمان و فرانسه یک جرم محسوب میشه و هر فردی که کوچکترین تشکیک و یا سوالی در این زمینه بکنه یک مجرم به شمار میاد. وقتی هم از اونها ایراد میگیریم که آخه چرا حتی اجازه تحقیق رو هم نمیدید پس کو آزادی بیان؟ در پاسخ میگن که اگر کسی متجاوزانه بودن حمله صدام به ایران رو نفی کنه و یا درموردش تشکیکی ایجاد کنه اون به شما توهین کرده. و همینطور اگر کسی در مورد واقعیت تاریخی هلوکاست تشکیک ایجاد کنه به ملت یهود توهین کرده و این را یک توهین زشت و شرم آور میدونند. اینجا

البته ادعا ندارم در کشور ما آزادی بیان هست و اینا. ولی قضیه هولوکاست هرگز قابل مقایسه با حمله صدام به ایران نیست و کاری نداریم که تا حالا بارها و بارها از سوی بسیاری از کشورهای خارجی و بعضی از جریانات داخلی این تشکیک و بلکه نفی متجاوز بودن صدام صورت گرفته. و کاری نداریم که در ایران سوال کردن و تحقیق در این زمینه ممنوع نیست و حتی نفی متجاوز بودن صدام در کشور ما جرم نیست بلکه صرفا یک توهین ابلهانه هست.حرف من اینه که چه چپی باشی و چه راستی ، آمریکا با خارج کردن منافقین از لیست تروریست‌ها توهین زشت و زننده ای به ما کرده ... ‎آمریکا در قبال اقدامات تروریستی منافقین مسئول است

نامبر 3 : از تواضع گرامیت سازند/وز تکبر به خاکت اندازند.

چقدر بدم میاد از آدمایی که به بهانه های مختلف دچار صفت بدی می شن به نام تکبر.
شمایی که پولداری ، همه وجودت خلاصه می شه به پول .نه ادب داری ، نه شخصیت داری و نه برای بقیه شخصیت قائلی ، زبانت هم که همیشه داره حرفهای ... ازش میاد بیرون
شمایی که یه پست معمولی داری تو یک اداره ،  4 - 5 تا کارمند زیر دستته ، وقتی رد می شی از توی راهرو انگار دو تا هندونه زیر بغلته جواب سلام بقیه رو هم به زور می دی
شمایی که بابات مسئوله مثلا  ، پارسال که بابات هیچ کاره بود با همه گل می گفتی گل می شنیدی حالا که بابات مسئول شده آقا زاده شدی و رفیقات شدن بچه مسئولا؟!
شمایی که حتی قاری قرآنی ، چه خبره این همه غرور ؟
شمایی که بازیگری ،شمایی که فوتبالیستی ، شمایی که دکتر و مهندسی  بیا پایین توروخدا.مردم رو از اون بالا نگاه نکن . اون بالا جای یک نفره.متکبر فقط اسم یک نفره .خدا



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۳ | ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم.

قربه الی الله و الی رسوله .

تحریم بر اساس دین بیشتر توجیه پذیره تا اینکه یک نفر بخواد به خاطر مصالح شخصی یا هر چیز دیگه ، مثلا دیدن یه فیلم رو تحریم کنه که بیشتر شبیه طنر میمونه تا تحریم واقعی .

امروز صبح در اولین فرصتی که دست داد از نوار در بالای صفحه گزینه تولز گزینه اینترنت آپشن رو انتخاب کرده و هوم پیج رو به حالت دیفالت که روی سایت ام اس ان تنظیم شده بود تغییر دادم.تا موتور جستجوگر گوگل فکر نکنه که خبریه! و برای ما پررو بازی در بیاره... 

و در این سه روز نه تو پلاس میرم و نه حساب جی میلمو چک میکنم....

به امید با مغز زمین خوردن سهام شرکت گوگل!

آمین...

وبلاگ سقوط آزاد نوشت :

می خواستیم این موتور جستجوی زِپِرتی را گِل بگیریم.هی صدا زدیم کو گِل؟ کو گِل؟

زان پس صدایش زند گوگل!

پی نوشت : در پی پُررُو بازی مدیرک گوگل و عدم حذف فیلم موهن به نبی تمام ادیان الهی .حضرت محمد عزیزم!

توضیح:در اعتراض به توهین به ساحت مقدس پیامبر (ص)مسلمانان گوگل و یوتیوب را سوم و چهارم مهرماه تحریم می‌کنند.



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/٦/۳۱ | ٤:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

این نوشته تقدیم میشود به پیامبرم و همین طورنوشته میشود برای تغییر نتایج موتور جستجوگری به نام گوگل از آن جهت که تغییر در نتایج به مدد کلیک های مهمانان این وبلاگ میسر است اما تغییر در فهم و شعور و سواد صاحبان گوگل امریست محال!

پیامبر من محمد است.آنکه بعد از شنیدن نام کوچکش به او سلام میدهم.و یکی از القابش امین است و الحق چه امانتی بالاتر از دین و رسالت که به او سپرده شده بود.

پیامبر من محمد است.رسولی که تحمل رنج شما برایش سخت است...و حریص است به مومن شدن شما...

لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ...

پیامبر من محمد است.صادق ترین مردم روی زمین.همانی که طاقت گریه کودکی را نداردو نماز جماعت را سریعتر تمام میکند تا طفل به آغوش مادرش برسد.

پیامبر مظلوم من محمد است.همانی که شیطان رجیم از خلقتش ترس داشت.ترس از شفاعت او برای امتش.

پیامبر من محمد است.رحمه للعالمین، یعنی که رحمتش شامل من در این زمان و مکان میشود...

پیامبر من محمد است.همانی که از دار دنیا حصیری داشت و ردایی.گاهی دولایش میکرد! رویش مینشست.گاهی یک لایش میکرد و رویش میخوابید.مردی که ساده بود اما تمام رازهای عالم را میدانست و با مردم گفتگو میکرد و در میانشان راه میرفت و از قلبهایشان خبر داشت و اعجاز او همین بود.

پیامبر من محمد است و این را با تمام وجودم فریاد میزنم.میدانم که تو میترسی، شیطان رجیم!! لعنت الله علیه.

با رجوعی به کتاب خدا خانه دارد. فاطمه شهیدی.

دل نوشت : آدمها رو در عصرهای جمعه دیدید؟هر کس به یک جا پناه میبره . یکی به پارک و سفر . یکی به جمع دوستان یا فامیل . یکی به سینما . یکی به اینترنت و شبکه های اجتماعی . و یکی...

به دعای سمات...

غبار غم جمعه رو هیچکس نمیتونه انکار کنه و حتی فرار کنه.یک غم اجباریه که میریزه تو دلت.تا اون روز موعود.آقا جان.نمیدونم از کدوم دسته هستم برای تو...نکنه که بی خیالی بشه رکن اصلی حال جمعه های من...میخوام حالمو بگیری .حال بی خیالیمو.

ادرکنی یا مولاناه یا صاحب الزمان.اللهم عجل لولیک الفرج.



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/٦/٢٤ | ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

یا رسول الله، امروز هم مثل قدیم، کافران و مشرکان هرطور که بتوانند به شما توهین می کنند. همان بحث سنگ زدن و روده ی گوسفند ریختنشان.... همان بحث غیظ و کینه شان. آنقدر از شما کینه به دل دارند که خداوند در دفاع از شما فرمود: قل موتوا بغیظکم... به آنها بگو بمیرید از این عصبانیتتان. آنقدر شخصیت نازنین و نورانی و عزیز شما خاری شده در چشمان کثیف و شیطانی شان که خداوند برایتان آیات و ان یکاد را نازل نمود.

 یا رسول الله ما هر روز دعای فرج می خوانیم. عاشورا می خوانیم و آماده و منتظریم. ای مولای نازنین ما، ما همه سپر بلای شماییم. آقا جان آب در دلتان تکان نخورد، روزی همه شان را با خاک یکسان می کنیم و همه کاخ ها و نیرنگ ها و فیلم ها و ابزارهای شیطانی شان را هیزم جنازه های نحسشان خواهیم کرد. ما و پدر و مادرمان و فرزندانمان، فدای حضرت محمد بن عبدالله و اهل بیتش خواهیم شد.

یا رسول الله آن وقت که تنهای تنها از سینه‌ی انسان‌ها زنگار زدودی و معلم خوبی‌ها شدی و اخلاق اخلاق اخلاق... در همان ابتدای ظهورت سازمان مللی بنا نهادی در مسجدالحرام. بنایش عدالت بود و ایمان و تقوا تقوا تقوا... در کنار هر رنگی و هر نژادی مدینه‌ی فاضله‌ای ترسیم کردی که کوچکترین ثمره‌اش منسوخ شدن اشرافیت، برده‌داری و نژادپرستی بود و احیای منزلت زن. این تو بودی که رهبر بزرگترین انقلاب معنوی تاریخ شدی. انقلابی که هنوز ادامه دارد، چه نشانی برای جاوید بودن این انقلاب بالاتر از این که پس از ۱۴ قرن تو را آماج توهین‌های خود کنند!؟ چون تنها تو هستی که ۱۴ قرن است پنجه در پنجه‌ی آنها داری و از حقوق انسان و انسانیت کوتاه نیامدی و نخواهی آمد.

یا رسول الله تویی که هم راهی و هم راهنما. هم خطی و هم خط‌شکن. آری این تو بودی که فرمان دادی همه‌ی بتها شکسته شوند. و تاوان این بت‌شکنی را هم می‌دهیم. خوب به یاد داریم وقتی که تنها از کوه حرا پایین آمدی. همان زمان که دینت از چهار دیوار خانه‌ات خارج نشده بود. تو مامور شده بودی که عظیم‌ترین موهبت الهی را به بشر منتقل کنی. از همان ابتدا فحاشی‌های مشرکین آغاز شد.  ای سید و ای مولای من ، اکنون پس از ۱۴ قرن هیچ دین و آئینی نیست که که در مقابل آئین تو قد علم کند. هیچ نقطه متمدنی نیست مگر آنکه اسلام در آنجا نفوذ کرده است.  حالا دیگر نام تو محبوب‌ترین نام در اروپاست. اینها را گفتم که بگویم که داد مشرکین را درآوردیم که به قرآن‌سوزی و فحاشی روی آورده‌اند. آنها از تو میترسند. از دین و ایمان تو میترسند که توهین می‌کنند. 

ریز نوشت : دیروز دوستی میگفت که رجوع به سنت و منش خود بزرگان دین بهترین رهنماست. آنجا که در برابر توهین و فحاشی مخالفان، بجای خشونت از در مهر وارد شدند و گفتمان را بهترین شیوه مبارزه دانستند. و الحق در گسترش دین مبین اسلام ، از راه گفتمان و مهرورزی بسیار از ما موفق تر بودند.پس ما نیز بعنوان پیروان آن عزیزان بهتر است همان شیوه را در پیش بگیریم ، مگر اینکه بگوییم ما کاسه داغ تر از آش هستیم.

پاسخ همنشین به این دوست عزیز : وقتی کسی نوع ادبیاتش لمپنی هست و سلام و علیکش با فحش شروع میشود.تو چطور میخواهی و با چه زبانی میتوانی بهش ثابت کنی که داری اهانت می کنی؟وقتی طرفت اهل منطق و استدلال نیست و به هیچ چیزی اعتقاد ندارد تو از کدام دلیل و برهان میخواهی استفاده کنی؟گرچه آموزه های دینی و فرهنگی غنی ما میگوید که با پرت کردن این مشت ها به سویشان ، آنها ادب نخواهند شد .



تاريخ : جمعه ۱۳٩۱/٦/۱٧ | ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

گرچه از انتشار این خبر چند روزی می گذرد اما چون فرصت دست نداد تا در مورد آن بنویسم الان در موردش نظر شخصی خودم را بیان میکنم. البته بسیار کوتاه.

این درست که ما میزبان یک اجلاس بین المللی بودیم و  باید ظرفیت شنیدن حرف مخالف ترین ها را در کشورمان داشته باشیم  
و اینم درست که صدا و سیما طبق میل خودش، گاهی سانسور می‌کنه، حذف می‌کنه ، تحریف می‌کنه، اونم خیلی  ریلکس اما مهمونی که بیاد و تو مملکت ما، تو سخنرانیش به حضرات ابوبکر و عمر و عثمان درود بفرسته و جناب بشار رو بنوازه این دیگه به زعم ما اِند نامردیه دیگه!  البته بازهم دست و پنجول هنرمند مترجم تلویزیون ما درد نکنه که جغرافیش ضعیف بود و سوریه رو بحرین ترجمه میکرد! و آلام ما رو التیام میبخشید!   همین دیگه...



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۱/٦/٧ | ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

تا اونجا که تونستم سعی کردم هم مختصر بنویسم هم مفید.

من بچه شهرستانی هستم .   از تهران هم اصلاً خوشم نمیاد البته به تهرانی های عزیز جسارت نشه هاااااا . شهرتون خراب شده دیگه یه واقعیتیه . آب و هوای کثیف ، خیلی از آدمهای دو رو  و دو رنگ و دزد و ... آدمهای فاسد ، عدم امنیت و...  البته آدمهای خوب و مذهبیش هم درجه یک هستن . 

منه بچه شهرستانی از یه چیزی همیشه زجر می کشیدم

اینکه شهرمون محور نداره . می دونین یعنی چی ؟ یعنی هر کسی که می خواد قله های پیشرفت رو طی کنه یا بلند می شه می ره پایتخت یا مرکز استان محل زندگیمون و یا خلاصه به هر نحوی شده از شهرستان بیرون میرن. یعنی یا می ره یا میبرنش . اکثر اونهایی که به درد می خورن می رن.

نمی گم همه . مگر اینکه استثنایی پیش بیاد کسی بره آدم پُری بشه و برگرده . برای همین ما باید در به در بگردیم دنبال یه آدمی که خوش فکر باشه ، دغدغه داشته باشه ، انرژی داشته باشه .واقعا یه شهر اگه محوریت داشته باشه یه چیز دیگست .

 این یه سوال بزرگ تو ذهن منه که چرا کسایی که از شهرستان ها می رن و جزء بزرگان می شن دیگه به شهرشون بر نمی گردن ؟خودتون بشمارید توی پایتخت کشورمون پر شده از نخبه های فکری .اگه چند تا از این افراد از تهران برگردن به شهرستان هاشون به ولله  به تهران آسیبی نمیرسه اما اگه در شهرستان، محوری وجود نداشته باشه جز آسیب چیز دیگه ای نیست که به ما برسه .واقعا شهرستانی شدن ما چه تاوانی باید داشته باشه ؟

البته اینا رو هچ وقت یادم نمیره  که تو شهر ما می شه راحت نفس کشید، می شه احساس امنیت کرد، می شه به همدیگه اعتماد کرد، می شه در خونه رو باز گذاشت و بیرون رفت و الی ماشا الله ...

اما ما نسل سومی انقلاب هستیم ... دغدغه ما یه چیز دیگست.

پ . ن :

شاید نهایت بدسلیقگی تلقی بشه که با وجود برگزاری اجلاس غیرمتعهدها و حواشی اون، قیمت دلار و سکه و نان و مرغ و... ، اوضاع قاراشمیش سوریه و منطقه، ادامۀ تحریمها،  اوضاع آسیب دیدگان از زلزله اخیر و متن و حاشیۀ کمک رسانی به آنها، و حتی سوژه های طنز و مضحک مثل ممنوع التصویر شدن خر سریال کلاه قرمزی (جیگر) در سیما و فتاوای عجیب و غریب مفتی های وهابی و سلفی در عربستان و صدها حرف مهم دیگه ای که میشه در موردش نوشت، یکی بخواد از شهرستانی بودن حرف بزنه .
 بخدا همۀ اینا رو میدونم  ولی خوب اینم یه مساله هست دیگه.



تاريخ : دوشنبه ۱۳٩۱/٥/۳٠ | ٩:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : همنشین

بسم الله الرحمن الرحیم

نامبر 1 : با تاخیر دو روزه عید فطر را خدمت همه خوانندگان عزیز وبلاگم تبریک میگویم و جا داره که متذکر شوم که شادی و عید نشانگر غفلت ما از یاد هم وطنان مصیبت زده مان در زلزله اخیر نیست. فراموششان نخواهیم کرد چرا که هم امروز و هم فردا چشم به راه یاری سبزمان هستند.

کاش چند ریشتر از این دست زلزله ها که توی این چند سال اخیر در این مرز و بوم حادث شده  و باعث کلی ویرانی شده ، در وجدان برخی مسئولین رخ میداد بلکه از خواب رخوت بیدار شوند.

نامبر 2 : هنوز از حال و هوای روز های معنوی ماه خدا دور نشدیم و مدتی طول میکشه تا آثار روحانی این ماه از تن و روحمون خارج بشه. شرایط مناسبی هست که دغدغه ای که مدت هاست فکرمو به خودش مشغول کرده رو اینجا بنویسم .

همیشه احساس میکنم برای بیان و ابراز قسمتی از اعتقادات و باورهای مذهبی خودم دچار فشار و معذوریت هستم و این فشار از دو جهت متفاوت بهم فشار میاره . واقعیت اینه که عده زیادی از هم فکرها و عموما هم نسلی های من هم دچار چنین فشاری هستن و گاهی مجبور میشن خودشون رو چنان نشون بدن که نیستن!

باور به اعتقاد های مذهبی  و ایمان به وجود اراده ای مسلط و مقدر که  فراتر از تمام پدیده های هستی هست ، موضوعیه که عده ای عمیقا بهش رسیدن و این باور در رفتار و گفتارشون نمود عملی داره، ولی بدلیل پاره ای  فشارها  و شرایط محیطی مجبوربه پنهان کردن این باورها هستن.خوب که با خودم فکر میکنم میبینم متاسفانه برخی ظواهر هم در این امر تأثیرگذاری فراوانی داره...

خیلی ساده و خودمونی میگم :   تصور اینکه کسی، در عین حالی که اعتقاد قلبی به خدا و اولیاء خدا داره، نماز و روزه اش رو هم بجا میاره و به دعا و توکل و توسل هم معتقده، ظاهری شیک و مرتب هم داشته باشه و از لباسهای مد روز استفاده کنه (حالا چه خانم و چه آقا فرقی نداره به نظر خیلی از افراد در جامعه ی عموما ظاهربین ما ، تصوری غیرممکنه ویاحتی امری محاله!...



ادامه مطلب